سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

روایت کاروان زیارت (3)

 

باز این چه رستخیز عظیم است...

 

ماتم همه جا را فرا گرفته است، این خیل جمعیت سیه پوش با چهره هایی خاک آلود و پریشان، این حجم بیرق های عزا و موکب ها، این صدای نوحه و سینه زنی، این شور و نوا،  این زمزمه های عاشقانه زائرین، این اذکار و افکار و اشعار، این پاهای خسته و تاول زده، این غبار به پا خاسته، ... همه و همه فضای ماتم را تشدید می کند، فوج فوج جمعیتی که از هر گوشه و کنار می جوشد و می آید و به این کاروان ملحق می شود... اینها ماتم زده ی کدام مصیبت اند؟ کدام اتفاق این جماعت را چنین زار و پریشان روانه بیابان کرده است؟ چه سری است در این واقعه؟ کدامین حقیقت زنده، این حماسه پاینده را خلق کرده است؟

خون حسین... حسین خون خدا... خونی که هنوز زنده و تازه و جوشان است، خونی که در رگ های تاریخ دمادم دمیده می شود، خونی که حی است و حق و احیاگر، گویی حسین به تازگی به قربانگاه رفته است، گویی صدای ناله زنان و کودکان هنوز در این صحرا طنین افکنده است، گویی ندای بزرگ مردی، معصومانه و مظلومانه به گوش می رسد که یاور می طلبد و ناصر؛ این چه مصیبتی است که گذشت زمان نه تنها از آن نکاسته، که روزاروز بر شورآفرینی آن افزوده و جماعت افزونتری را افسون خویش ساخته است؟

لقد عظمت المصبیه، بک علینا و علی جمیع اهل السماوات والارض... آری! این مصیبت بر ما بسیار گران و سنگین است و این جماعت تا قیام قیامت به پا خواهند خواست به خونخواهی امامشان؛ به پا می خیزند و فریاد بر می آورند: به کدامین گناه امام معصوم ما را اینچنین مظلومانه به قربانگاه کشاندید؟ دستان و چشمان علمدار ادب و غیرت را بریده، گلوی تشنه ی طفل شش ماهه را شکافته، سرها را به نیزه، بدنها را پاره پاره، زنان و کودکان آل الله را آواره، ناموس خدا را اسیر.. کرده اید؟؟ حسین هماره زنده خواهد ماند؛ زنده ترین تاریخ، چشم بگشایید و بنگرید این قافله ی حسینی است؛ این راه و آرمان و ندای حسین است که بزرگترین کاروان تاریخ را به راه انداخته است، ما همواره این مصیبت عظیم را برگوش تاریخ و جهان و جهانیان خواهیم خواند و این نوحه بیدارکننده را سر خواهیم داد تا بیرق عزت و حریت و توحید بر فراز تاریخ استوار بماند و در اهتزاز.






آخرین مطالب وبلاگ



ویرایش قالب توسط قافله شهداء