<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>.:: رويش عشق ::.</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " .:: رويش عشق ::. "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Thu, 23 Feb 2012 08:39:36 GMT</lastBuildDate>
<author>م.عسگري</author>
<item>
<title>بسترهاي يک انتخاب مؤثر</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/65/%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%8a%da%a9+%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8+%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 12pt; font-family: &amp;quot;B Nazanin&amp;quot;;&quot;&gt;&lt;br /&gt;&amp;nbsp;انتخاب يک نماينده ي واجدشرايط و جامع الاطراف، به بررسي، مطالعه و دقت نظر بالايي نياز دارد، نبايد به سادگي از کنار اين انتخاب مهم و سرنوشت ساز عبور کرده و صرفا بر اساس روابط بين فردي تصميم گيري کنيم. هرچند اين انتخاب، نسبي است و از ميان نامزدهاي موجود، پس از بررسي و مقايسه و مشورت بايد به تصميم رسيد اما نکته مهم براي انتخاب کنندگان، داشتن نگاه جامع و فرامنطقه اي به موضوع&amp;nbsp;است.&lt;br /&gt;بايد سطح انتظار و نوع نگاه به نمايندگان مجلس ارتقاء پيدا کند و اين مسؤوليت هم بر عهده نامزدها و نمايندگان منتخب است، هم بر عهده مردم و انتخاب کنندگان و هم بر عهده متوليان و مجريان انتخابات. دقت و تمرکز بر اين نکته که نقش اصلي يک نماينده مجلس، ريشه يابي مشکلات و نيازها و ترسيم نقشه راه پيشرفت جامعه از طريق قانون گذاري و نظارت بر اجراي صحيح قانون است، راهگشاي يک انتخابات سالم و رقابتي است، نکته اي که مي تواند از سوي مسؤولان و صاحب نظران، تبيين، تشريح و مورد تاکيد واقع شود و نامزدها نيز با نوع گفتمان و شيوه تبليغاتي خود در رعايت و ترويج اين اصل مهم بکوشند.&lt;br /&gt;روشن است که اگر قوانين، ضوابط اجرايي و نرم افزارهاي مديريت و رشد جامعه، صحيح و به موقع تنظيم و تنقيح شده و به درستي نيز عملياتي گردد، بسياري از مشکلات ريز و درشت فردي و اجتماعي به طور خودکار حل و فصل خواهد شد ونيازي نيست افراد براي انجام امور اداري معمول، ساعت ها در انتظار مکاتبه و سفارش يک نماينده باشد.&lt;br /&gt;اگر نامزدها وعده هايي خارج از شرح وظايف واقعي خود به مردم بدهند و اگر انتظار شهروندان از نماينده، در حد آسفالت کوچه و خيابان و سفارش به اين و آن باشد، چه وقت و چه کسي بايد نرم افزارهاي مديريت جامعه و فرآيندهاي کلان در حوزه هاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و... را به روزرساني و سامان بخشي کند؟ و به جاي دخالت مستمر در امور خرد، با آزادي، استقلال و نگاه کارشناسي، بر حسن انجام امور نظارت نمايد؟&lt;br /&gt;&amp;laquo;صاحبان رأي&amp;raquo; اگر، شعارها و برنامه هاي ارايه شده از سوي نامزدها را به دقت رصد کرده و در کنار توانمندي، تخصص &amp;nbsp;و تجربه شان مورد ارزيابي قرار دهند، ميزان تعهد و سلامت و تقواي جمعي آنها را بسنجند و نوع ادبيات و ادب و منطق حاکم بر رفتار و گفتار و شيوه هاي تبليغاتي ايشان را مدنظر قرار دهند، درخواهند يافت که چه کساني صرفا براي رأي آوري و کسب صندلي &amp;laquo;قدرت&amp;raquo; به ميدان آمده اند و چه کساني براي اداي تکليف و &amp;laquo;خدمت گزاري&amp;raquo; به مردم وارد صحنه انتخابات شده اند. شعار، تبليغ و حضور کدام نامزد، پشتوانه عقلي، ديني، فکري، علمي و جمعي دارد و تبليغ کداميک، فارغ از وظايف نمايندگي و مسؤوليتي که يک نماينده نسبت به کليت جامعه و آحاد مردم دارد، صرفا مبتني بر مواردي است که &amp;laquo;رأي آور&amp;raquo; است؟&lt;br /&gt;90/11/28&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 20:58:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/65</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2587101</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/65/%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%87%d8%a7%d9%8a+%d9%8a%da%a9+%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8+%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1/</guid>
</item>

<item>
<title>پديده ي صبح</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/64/%d9%be%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%87+%d9%8a+%d8%b5%d8%a8%d8%ad/</link>
<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;صبح چه گونه پديده اي است؟ مي داني؟&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;گويا گنجشک ها مي دانند...&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 13:09:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/64</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2556579</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/64/%d9%be%d8%af%d9%8a%d8%af%d9%87+%d9%8a+%d8%b5%d8%a8%d8%ad/</guid>
</item>

<item>
<title>فيل و فنچ</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/63/%d9%81%d9%8a%d9%84+%d9%88+%d9%81%d9%86%da%86/</link>
<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;فنچ بارها و بارها بر روي فيل نشسته بود؛&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;اما اين بار فيل تصميم گرفته بود بر روي فنچ بنشيند، فقط يك بار...&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 19 Jan 2012 20:49:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/63</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2555212</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/63/%d9%81%d9%8a%d9%84+%d9%88+%d9%81%d9%86%da%86/</guid>
</item>

<item>
<title>مرثيه اي براي اخلاق</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/62/%d9%85%d8%b1%d8%ab%d9%8a%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/</link>
<description>&lt;p&gt;&lt;strong&gt;نزديك ترين حالت انسان به كفر&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;آن قدر غرق زندگي شده ايم كه&amp;nbsp; هم زندگي&amp;nbsp;را از &amp;nbsp;ياد&amp;nbsp;برده ايم&amp;nbsp;و هم مرگ را،&lt;br /&gt;يادمان رفته است براي چه زنده ايم؛ به كجا مي خواهيم برويم؟ خيلي چيزها يادمان رفته است، حتي يادمان رفته است كه چه چيزهايي يادمان رفته است!&lt;br /&gt;حناي حيا ديگر رنگي ندارد و&amp;nbsp;براي احياي آن نيز كاري نمي كنيم،&lt;br /&gt;دروغ و غيبت&amp;nbsp;رواج يافته و طعم تلخ غيبت و تهمت،&amp;nbsp;بدل به شيريني شده است، ذائقه هايمان نيز تغيير كرده اند،&lt;br /&gt;نه دوستي هايمان عمق دارد و نه دشمني هامان،&lt;br /&gt;در دوستي هايمان افراط مي ورزيم و تعصب، در دشمني هايمان نيز؛&lt;br /&gt;گاهي در&amp;nbsp;وصف شخصي فرياد&amp;nbsp;برمي آوريم&amp;nbsp;و گاهي سلامش را هم لايق پاسخ نمي دانيم،&lt;br /&gt;گاهي دلتنگ مي شويم و گاهي دلسنگ؛&lt;br /&gt;وقتي احساسات و تعلقات ما را به هيجان&amp;nbsp; مي كشاند عقل را تعطيل مي كنيم،&lt;br /&gt;پاي عدالت محكم ايستاده ايم، البته تا جايي كه با منافعمان سازگار باشد،&lt;br /&gt;عدالت را دوست داريم، اما اگر به دست و پايمان بپيچد ولو از ناحيه نزديك ترين دوستانمان كه باشد، آن را به شديدترين وجه منكوب مي كنيم،&lt;br /&gt;سوزن سوءظن را به دست گرفته و بر صورت هركه تشخيص دهيم نقشي به يادگار مي گذاريم،&lt;br /&gt;عيوب ديگران آنقدر چشمان مان را پر كرده است كه از عيوب آشكار خودمان غافل شده ايم،&lt;br /&gt;بر گذشته ها افسوس مي خوريم؛ حال آنكه امروزمان بيش از گذشته مستحق افسوس است،&lt;br /&gt;اخلاق را درشت مي نويسيم و درست عمل&amp;nbsp;نمي كنيم،&amp;nbsp;&lt;br /&gt;عيوب دانسته خود را توجيه مي كنيم و عيوب نادانسته ديگران را تقبيح!&lt;br /&gt;به زندگي خصوصي&amp;nbsp;ديگران سرك مي كشيم و حق ورود به حريم شخصي&amp;nbsp;آنها را براي خود محفوظ مي داريم، &lt;br /&gt;نمي دانم مرگ را و سكرات را و قيامت را قبول داريم يانه؟ كه اگر احتمال حساب و كتاب را هم مي داديم اينگونه&amp;nbsp;بي محابا در جاده يك طرفه قضاوت و محكوميت نمي تاختيم و بر سيرت ديگران چنگ نمي زديم.&lt;br /&gt;حتي اگر آخرت را هم بيخيال شده باشيم براي آرامش و راحتي زندگي دنيوي هم كه شده&amp;nbsp; اينگونه اخلاق را تار و مار نمي كرديم، كه اگر بنيانهاي اخلاقي فروريزد چيزي از ادب و فرهنگ باقي نمي ماند و هيچ فردي در امان نخواهد بود.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;***&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گفتار&amp;nbsp;معصوم (ع):&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;عرض المؤمن افضل من دمه؛&amp;nbsp; آبروي مؤمن&amp;nbsp;پربهاتر از خون اوست.&lt;br /&gt;حضرت علي عليه السلام به مالك اشتر: بيشتر از همه از كسي بترس كه پيش تو مي آيد و عيب مردم را بازگو مي كند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رفتارما:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;چنانچه&amp;nbsp;كسي در مقابل ما قطره خوني از انساني بريزد يا بر صورتش سيلي بزند اگر دفاع نكنيم لااقل خشمگين مي شويم و محكوم مي كنيم، اما اگر فردي در نزد ما نسبت به دوستي يا آشنايي يا انساني تهمت و غيبت و عيب جويي كند اگر همراهي و تاييد نكنيم لااقل گوش جان به سخنانش مي سپاريم و او را بر سر ذوق مي آوريم!&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;گفتار پيام آور زيبايي ها:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;كار برادر مؤمنت را به نيكوترين وجهش حمل نما، مگر آن كه نسبت به خلافش يقين حتمي حاصل كني... پس تا زماني كه مي تواني كار او را حمل به خير كني، حق نداري حتي نسبت به كلمه اي كه از او شنيده اي سوءظن ببري.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;رفتارما:&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;تا زماني كه بتوانيم احتمال ناپسند و تفسير پلشتي&amp;nbsp;در خصوص رفتار ديگران بدهيم از آن تعبير زشت پرهيز نمي كنيم، مگر آن كه امكان هيچ گونه برداشت منفي از كار او پيدا نكنيم آنگاه&amp;nbsp;شايد احتمال خير بدهيم شايد هم سكوت كنيم!&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;&lt;strong&gt;حضرت باقرالعلوم (ع):&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;نزديك ترين حالت بنده به كفر آن است كه لغزش هاي مردم را شماره كند.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Nov 2011 17:27:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/62</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2482597</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/62/%d9%85%d8%b1%d8%ab%d9%8a%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/</guid>
</item>

<item>
<title>راه سوم</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/59/%d8%b1%d8%a7%d9%87+%d8%b3%d9%88%d9%85/</link>
<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;MARGIN: 0cm 35.25pt 0pt 36pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;MARGIN: 0cm 35.25pt 0pt 36pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;strong&gt;راه سوم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;MARGIN: 0cm 35.25pt 0pt 36pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;FONT-FAMILY: &quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: x-small;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; margin: 0cm 35.25pt 0pt 36pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;شرايط امروز کشور به گونه اي&amp;nbsp;است&amp;nbsp;که پس از يک دوره ي خمودگي سياسي و فراز و نشيب هاي متعدد&amp;nbsp;نياز به هوايي تازه&amp;nbsp;براي حرکت شتابان در مسير&amp;nbsp;پيشرفت و تعالي جامعه است&amp;nbsp;و لازمه ي اين پويايي حضور جرياني تازه است، جرياني فکري - اجتماعي که&amp;nbsp;فراتر از خط کشي هاي مرسوم و قطب بندي دوگانه موجود باشد.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;امروز در کشور نياز به جرياني داريم که از مسير اعتدال و عقلانيت مي گذرد و منافع کشور و جامعه را در پاي منافع فردي و گروهي ذبح نمي کند. نه چپ، نه راست، نه افراط نه تفريط؛ امروز بايد به راه سوم، ميان تحجر و جمود و گذشته گرايي&amp;nbsp;با تقليد و غربزدگي و مرعوبيت، بينديشيم.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; margin: 0cm 35.25pt 0pt 36pt; unicode-bidi: embed; direction: rtl;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify; padding-left: 30px;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: small;&quot;&gt;راه سوم؛ راهي است ميان &amp;laquo;انزوا و دنياگريزي&amp;raquo; با &amp;laquo;شهوت پرستي و دنياپرستي&amp;raquo;، راهي ميان &amp;laquo;فقرفراگير&amp;raquo; و &amp;laquo;سرمايه داري افسار گريخته&amp;raquo;، راهي است ميان&amp;nbsp;&amp;laquo;يك جامعه عقب مانده&amp;raquo; با &amp;laquo;تمدن پوچ گرا و تكنولوژي بدون آرمان&amp;nbsp;و معنويت غربي&amp;raquo;، راهي ميان &amp;laquo;کج انديشي و التقاط&amp;raquo; با &amp;laquo;بيگانه پرستي و سازشکاري ذلت مدار&amp;raquo;، راهي است ميان &amp;laquo;مجذوب شدن در مقابل رقبا&amp;raquo; و &amp;laquo;مرعوب شدن در مقابل بدخواهان&amp;raquo;.&lt;br /&gt;راه سوم؛ راه خلاقيت و نوآوري، در عين اصالت خواهي و ارزش محوري و بومي گرايي&amp;nbsp;است. راه اخلاق&amp;zwnj;گرايي بدون ظاهرسازي و رياكاري است. راه سوم؛ راه عمل گرايي بدون كوتاه نظري، عمل زدگي و روزمرگي است. راه سوم؛ راه&amp;nbsp;توجه به اصول و ريشه ها؛&amp;nbsp;بدون سطحي نگري و&amp;nbsp;خشک مغزي&amp;nbsp;است. راه&amp;nbsp;اصول&amp;nbsp;مداري در عين اصلاح محوري،&amp;nbsp;&amp;nbsp;نوگرايي و تحول خواهي است. راه سوم؛ راه گفت و گو و مباحثه ي منطقي، بدون لجاجت و بي ادبي و اهانت است. راه سوم، در ضمن اختلاف نظرها و تفاوت سليقه ها به اتحاد و انسجام در جهت آرمان هاي ملي دعوت مي كند.&lt;br /&gt;راه سوم؛ راه تکليف گرايي درعين تلاش مستمر براي نيل&amp;nbsp;به مقصد و نتيجه است، راه آرمان گرايي و کلان نگري در عين واقع گرايي،&amp;nbsp;راه استقلال طلبي در عين تعامل سازنده&amp;nbsp;با دولت ها و ملت ها است، راه اقتدار و عزت طلبي در عين مدارا، قانون گرايي&amp;nbsp;و بزرگ منشي، راه شايسته سالاري ظابطه مند و گردش نخبگان در عين بهره مندي از تجارب صاحب نظران است.&lt;br /&gt;راه سوم، راه مردم گرايي و مردم سالاري، &amp;zwnj;بدون عوامزدگي و عوام فريبي است. راه اطلاع رساني منطقي بدون تبليغات اغواگرايانه و تخريب و تحقير ديگران است،&amp;nbsp;راه سوم؛ راه قانون گرايي بدون استفاده ابزاري و توجيه سازي است. راه سوم، راه آزادي ، بدون اباحي گري&amp;nbsp;گري و هرج و مرج طلبي است.&lt;br /&gt;راه سوم، راه دفاع از امنيت بدون سركوب آزادي&amp;zwnj;هاي مشروع است. راه سوم نه از مشکلات روزمره مردم چشم مي پوشد و نه منافع بلند مدت را با کوتاه بيني به فراموشي مي سپارد، نه پيشرفت و رشد کشور را ناديده مي گيرد و نه عدالت را فداي توسعه مي نمايد. راه سوم راه عدالت طلبي و&amp;nbsp;کار هدفمند&amp;nbsp;در عين تدبير دانش بنيان و&amp;nbsp;عقلانيت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Jun 2011 21:35:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/59</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2285629</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/59/%d8%b1%d8%a7%d9%87+%d8%b3%d9%88%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>سلام خورشيد!</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/53/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af!/</link>
<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;بي خورشيد، ناخوشيم مانند كشتي ي بي ناخدا در ميانه ي اقيانوس حيرت،&lt;br /&gt;بي خورشيد ناخورسنديم مانند كاروان بدون قافله سالار در پهنه ي كوير ضلالت...&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;؛&lt;br /&gt;؛&lt;br /&gt;؛&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;سلام خورشيد!&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;خسته نيستي از اين همه ماندن در پشت ابرهاي تار؟ خسته نيستي؟&lt;br /&gt;خدا قوت! بنازم به اين همه صبر، به اين وسعت صدر، كه ايوب را نيز به شگفتي واداشته است؛&lt;br /&gt;اماما! اما، ما! بي تو بدجور خسته ايم و دلشكسته!&lt;br /&gt;ابرهاي تيره، آسمان زندگيمان را فراگرفته است و ما به اين وضع عادت كرده ايم&lt;br /&gt;دلخوشيم به اين زندگي شبيه مردگي، به اين روزمرگي مفرط؛ به اين روزمردگي ها!&lt;br /&gt;در كوچه پس كوچه هاي عمر سرگردانيم، در كوچه هاي بن بست روزگار؛&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;خورشيد جان!&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;وقتي تو نيستي؛ فانوسها ادعاي پيامبري مي كنند و ما سرگرم كرم هاي شب تابيم&lt;br /&gt;وقتي تو نيستي؛ هر روزمان ديروز است؛ فردايمان نيز&lt;br /&gt;وقتي تو نيستي؛ خوشي هايمان نيز طعمي ندارند&lt;br /&gt;وقتي تو نيستي؛ هست هايمان نيز نيستند چه رسد به نيست ها!&lt;br /&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لذت هايمان اغشته به ذلت اند&lt;br /&gt;وقتي تو نيستي؛ ...&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;خورشيد جان!&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;راستش را بخواهي؛ بي تو چندان هم به ما بد نمي گذرد&lt;br /&gt;بي تو راحتيم و سرگرم&lt;br /&gt;ما به بي تو بودن عادت كرده ايم&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;ما بي خورشيد، خوشيم؛&lt;br /&gt;مانند جغدي شوم بر شاخه هاي خشكيده ي ويرانه هاي دنيا!&lt;br /&gt;مانند كبكي كه سرش را تا زانو زير برف فرو كرده است؛&lt;br /&gt;مانند كرمي كه در لجنزار مستانه غوطه مي خورد؛&lt;br /&gt;مانند خفاشي كه تا ابد جز سياهي را برنمي تابد...&lt;br /&gt;؛&lt;br /&gt;؛&lt;br /&gt;؛&lt;br /&gt;خسته ايم و دلشكسته! از اين همه سياهي و لجنخوارگي، ما را از اين منجلاب بيرون كش...!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Feb 2011 20:40:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/53</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2038822</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/53/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%b4%d9%8a%d8%af!/</guid>
</item>

<item>
<title>دختركي به نام دنيا</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/51/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85+%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7/</link>
<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;دنيا&amp;nbsp;نام دخترکي است خوش آب و رنگ&lt;br /&gt;زيبا و فريبا&lt;br /&gt;هماره&amp;nbsp;نو به نو&amp;nbsp; شونده و هزار چهره &lt;br /&gt;عروسي هزار داماد که بارها به حجله نشسته و همچنان خواستگاراني فراوان دارد&lt;br /&gt;با صدهزار جلوه برون مي آيد و دلربايي مي کند...&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;با اين&amp;nbsp; همه وسعت، گاهي اوقات يا بهتر بگويم اغلب اوقات تنگ مي شود دلم،&lt;br /&gt;آنچنان که مي خواهم دلم را به شاخه اي آويزان کنم تا قدري باز شود و بياسايد&lt;br /&gt;اما امان از اين شاخه هاي شکستني که سرشار از نگراني اند و ناگهاني!&lt;br /&gt;شاخه ها،&amp;nbsp;قدرت درک و تحمل&amp;nbsp;دل را ندارند و&amp;nbsp;خود را راحت&amp;nbsp;رها مي کنند بي آن که بدانند جنسي که همراهشان است به غايت لطيف است و ظريف...&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;گاهي محتاج نگاهي هستم تا بنگرد به چشم هاي نگرانم، به&amp;nbsp;گريستنم که حاصل گسل هاي قلب شکسته ام اند&lt;br /&gt;گاهي احساس مي کنم دنيا با تمام وسعتش در گوشه اي از قلبم گم شده است، گويي حرفي براي گفتن ندارد، يا&amp;nbsp;رويي براي نمايش، احساس مي کنم&amp;nbsp;دنيا با تمام جلوه هايش، سرابي است که&amp;nbsp;سيرابم نمي کند؛&lt;br /&gt;آوازي است که از دور خوش است، چون به آن نزديک شوي، نقاب خوش آب و رنگ را از قاب چهره اش کنار زني،&amp;nbsp;عجز وجود اين عجوزه، اقبال قلب را فرو خواهد ريخت!&lt;br /&gt;***&lt;br /&gt;دنيا و اهلش را قرارگاه و پناه گاه مطمئني نيافتم&lt;br /&gt;آنقدر متغيرالاحوال و پرنوسان اند که&amp;nbsp;مواضع شان هيچ&amp;nbsp;قابل اعتنا و اعتماد نيست&lt;br /&gt;دنيا و اهلش با همه ي&amp;nbsp;وسعت ظاهري، به شدت حباب گونه اند؛ آن هنگام که در &amp;nbsp;حب آنها مي دمي پر از خالي مي شوند و درست هنگامي که سر گرم تماشايشاني يا مي خواهي حسشان کني، تا بودنشان و بارور شدنشان را باور&amp;nbsp;کني،&amp;nbsp;هيچ و پوچ مي گردنند!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 25 Jan 2011 20:29:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/51</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=1958299</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/51/%d8%af%d8%ae%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d9%86%d8%a7%d9%85+%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7/</guid>
</item>

<item>
<title>كسي دلش براي ستاره ها تنگ نمي شود!</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/42/%d9%83%d8%b3%d9%8a+%d8%af%d9%84%d8%b4+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d9%87%d8%a7+%d8%aa%d9%86%da%af+%d9%86%d9%85%d9%8a+%d8%b4%d9%88%d8%af!/</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;حكايت ما و آسمان&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حكايت ما و آسمان، حكايتي عجيبي است؛ حكايت ما و ستاره ها، ما و مهر، ما و ماه! آسمان سراسر آيه و اعجاز است، آنقدر شگرف كه فقط تماشايش آدمي را به اعجاب و ابهام و ... وايمان مي كشاند!&lt;BR&gt;شب ها كه خورشيد نيست _يعني هست اما ما روي از او مي ستانيم، يعني هست اما ما تصور مي كنيم نيست!_ شب ها خورشيد نورش را به ماه مي سپارد تا به مايي برساند كه از او «روي گردان» شده ايم و به ستاره ها؛ تا نشانگر راه باشند براي&amp;nbsp;فرزندان راه! براي ما ابن السبيل ها! ستاره ها هستند تا راهمان را بيابيم؛ تا قبله را گم نكنيم، روزها كه خورشيد هست؛ راه روشن است، هرچند خورشيد را يادمان رود،&amp;nbsp;او مارا نمي فراموشد!&lt;BR&gt;روزها ما فكر مي كنيم ستاره ها نيستند! اما آنها مثل هميشه سرجايشان هستند، فقط وقتي خورشيد هست مجال ظهور ندارند؛ ادب حضور، حكم به عدم ظهور مي كند، آنها نورشان را مديون خورشيد مي دانند و هنگام طلوع نورالانوار، محو او مي شوند.&lt;BR&gt;***&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;چندي قبل آسمان شهر را هر چه كاويدم ستاره اي نيافتم! نمي دانم آنها را چه شده است؟&amp;nbsp;به&amp;nbsp;روستا رفتم؛ آسمانش&amp;nbsp;پر ستاره بود آنقدر زياد و نزديك كه دلت مي خواست سبد سبد ستاره بچيني! &amp;nbsp;آري ستاره ها هنوز هم سرجايشان بودند، اما روزگاري است كه آسمان شهر از آنها تهي است، يعني&amp;nbsp;براي اهالي&amp;nbsp;شهر؛ بود و نبود ستاره ها فرقي نمي كند، كسي نگاهش به آسمان نيست، كسي دلش براي ستاره ها تنگ نمي شود، كسي راه را نمي جويد...&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot;&gt;***&lt;BR&gt;اي خداي آسمان! آسمان شهرمان را پر ستاره ساز...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 25 Apr 2010 15:17:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/42</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=1415875</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/42/%d9%83%d8%b3%d9%8a+%d8%af%d9%84%d8%b4+%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a+%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d9%87%d8%a7+%d8%aa%d9%86%da%af+%d9%86%d9%85%d9%8a+%d8%b4%d9%88%d8%af!/</guid>
</item>

<item>
<title>سلام بر تو اي حضرت بهار!</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/41/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%a8%d8%b1+%d8%aa%d9%88+%d8%a7%d9%8a+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1!/</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بهار آمد تا طبيعت خفته را به آرامي بيدار كند، نه با شتاب و سرو صدا، با نرمي و لطافت&amp;nbsp;رشحات باران و نوازش&amp;nbsp;انوار&amp;nbsp;آفتاب! با نسيمي كه نه&amp;nbsp;مي سوزاند و نه مي لرزاند...&lt;BR&gt;سلام بهار! خوش آمدي&amp;nbsp;كه با خود خوشي و شادي آوردي! چه خانه ها كه به خاطرت پاكيزه گشتند و چه خوان ها كه به خاطرت رنگارنگ! وچه جان ها...&amp;nbsp;به راستي تو كيستي كه اينچنين همه چيز را ديگرگون مي كني؟ وچگونه؟ چگونه از تركيب آب و كود و خاك و هوا، اين همه رنگ و بو و طعم را مي&amp;nbsp;آفريني؟ چگونه از دل چوبكي سخت و خشكيده، جوانه ها را شكوفا مي كني؟&amp;nbsp;چگونه زمين خشكي را به گلستاني چشم نواز بدل مي نمايي؟ چگونه بسياري از دلها را به هم نزديك مي كني؟ آخر تو كيستي با اين همه اعجاز؟ آيا تو&amp;nbsp;يك پيامبري؟ &lt;BR&gt;پيامبري كه&amp;nbsp;در ابتداي هرسال برانگيخته مي شود&amp;nbsp;با يك بغل معجزه! بشارت مي دهد و انذار «بغيرالسنتكم»، پيامبري كه تجلي اسم «يامحول الحول و الاحوال» است...&lt;BR&gt;سلام بر تو اي حضرت بهار! حال كه تا اينجا آمده اي مي شود مهمان قلبم شوي؟ مي شود براي من تجلي اسم «يامقلب القلوب» شوي؟ مي شود دم مسيحايي ات را كه بر زمين مرده، جان مي بخشد بر قلب زمستاني وخشكيده ام بدمي؟ بهار، بارها آمده اي&amp;nbsp;تا همين نزديكيها&amp;nbsp;و رفته اي! مي شود&amp;nbsp;اين بار به قلبم بيايي و بماني؟&lt;BR&gt;نمي دانم چند بهار ديگر باشم و نباشم؟! كه از اين بودن و نبودن خسته و رنجورم، بهار! من به تو ايمان دارم _كه معجزات تو كم از بسياري از انبيا نيست_ و به خدايي كه&amp;nbsp;تو را برانگيخته است، واينك بيش از هميشه به تو محتاجم؛ حال چه مي كني؟ مي ماني يا مي روي؟ درخت زندگي ام را به بار مي نشاني و مرا به يار مي رساني؟! مي ماني يا مي روي؟؟&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Mar 2010 15:40:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/41</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=1380046</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/41/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%a8%d8%b1+%d8%aa%d9%88+%d8%a7%d9%8a+%d8%ad%d8%b6%d8%b1%d8%aa+%d8%a8%d9%87%d8%a7%d8%b1!/</guid>
</item>

<item>
<title>منِ او</title>
<link>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/35/%d9%85%d9%86%d9%90+%d8%a7%d9%88/</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;&lt;BR&gt;آفتابگردان سرگردان آفتاب بود و ماهي بي تاب آب، پرنده آسمان را مي خواست و من «او» را.&lt;BR&gt;آفتاب براي آفتابگردان نبود، نه اين كه اصلا نباشد ، بود‍؛ اما فقط براي او نبود، آن قدر بود كه به او هم سهمي برسد. آسمان نيز براي پرنده نبود،&amp;nbsp;نه بهتر بگويم هم بود هم نبود و آب براي ماهي و او براي من! هرچند&amp;nbsp;«او» گفته بود اگر&amp;nbsp;تو&amp;nbsp;براي من باشي، من نيز براي تو خواهم بود؛اصلا تو، من خواهي شد منظورش اين بود كه ديگر من و تويي در ميان نخواهد بود تا...بگذريم!&lt;BR&gt;&amp;nbsp;آفتاب گردان تا به آفتاب مي رسيد بيخودانه مي رقصيد، دست خودش نبود، بدجور محو آفتاب مي شد، نمي توانست چشم از چشمانش بردارد، خيره خيره به او زل مي زد و چه كسي مي داند&amp;nbsp;كه اين «نگاه»&amp;nbsp;چه عمقي داشت و چه لذتي! آه آفتاب من! خورشيد كه مي رفت آفتابگردان بي حوصله در خود جمع مي شد سربه زير مي انداخت، نمي خواست هيچ چشمي را ببيند چه رسد به آن كه به او خيره&amp;nbsp; شود‍؛&lt;BR&gt;«ديگر به چشم هاي كسي زل نمي زنم&lt;BR&gt;ديگر شبيه چشم هاي تو پيدا نمي شود»&lt;BR&gt;تمام سهم آفتابگردان از او همين نگاه بود... و چه كسي مي داندكه اين نگاه...&lt;BR&gt;شايد پرنده بدون آسمان بتواند در گوشه ي&amp;nbsp;قفس به نفس كشيدن ادامه دهد اما نفس كشيدن كنج قفس كجا و پر كشيدن تا اوج آسمان ها كجا؟! شايد آب بدون ماهي، آب بماند اما ماهي بدون آب؟ هرگز! شايد من بدون «او» به نفس كشيدن در كنج روزمرگي ها ادامه دهم، اما اسير عادات روزمره شدن كجاو... اصلا اگر من، خودم باشم يا بهتر بگويم ؛ «او» كه هميشه اوست اگر من هم هميشه «من او» باشم حكايت من با او، حكايت ماهي خواهد بود با آب! اگر بي «او» بودن بي تابم نمي كند يعني من...&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: right&quot; align=justify&gt;***&lt;BR&gt;پرنده&amp;nbsp;را ديدم كه در زير&amp;nbsp;زمين ميهمان تاريكي بود و آسمان را كه آغوش برايش گشوده بود،&amp;nbsp;ماهي كنار ساحل&amp;nbsp;در شنزارها شنا مي كرد و&amp;nbsp;دريا بي قرار او موج افشان خود را به ساحل مي كوبيد، آفتابگردان را ديدم كه آويزان فانوسي شده بود و آفتاب همچنان&amp;nbsp;چشمان درخشنده اش را به او دوخته و در انتظار نگاه دوباره اش، مي درخشيد و به او روشنايي مي بخشيد...&lt;BR&gt;حكايت من با او...&lt;/P&gt;&lt;br&gt;&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Jul 2009 17:28:00 GMT</pubDate>
<comments>http://rouyesh.parsiblog.com/Comments/35</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=1085597</wfw:commentRss>
 <dc:creator>م.عسگري</dc:creator>
<guid>http://rouyesh.ParsiBlog.com/Posts/35/%d9%85%d9%86%d9%90+%d8%a7%d9%88/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


